محمد قنبرى
421
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
مشاهدات ارباب رياضت و شهود ، در قلب قاسيه و دلهاى سخت ما ايجاد احتمال نكرده ، و عمل ما مثل اشخاصى است كه يقين حتمى به كذب همه - نعوذ باللَّه - داريم . . . . اكنون چه شده است تمام آيات و اخبار و برهان و عيان به قدر خبر يك بچهء ده ساله در ما تأثير نكرده ؟ اگر تأثير كرده بود راحتى را از ما سلب نموده بود . آيا اين كورى باطن و عماى قلب را بايد به چه نحو معالجه كرد ؟ آيا اين مرض قلبى محتاج به علاج و طبيب هست ؟ . . . عزيزا ! اين آيات الهيه و تعاليم ربانيه براى بيدار كردن ما بيچارههاى خواب ، و هشيار نمودن ما سرمستان غافل آمده . اين قصص قرآنيه كه حاصل معارف تمام انبياء ، و خلاصهء مسير و رشد همهء اولياء ، و بيان درد و درمان هر عيب و مرض نفسانى ، و نور هدايت طريق الهى و انسانى است ، براى قصه گفتن و تاريخ عالم نيامده . مقصود از آنها با آن همه تشريفات در تنزيل و نزول ، بيان تاريخ گذشتگان نيست براى صرف اطلاع و تاريخ دانى . مقصود خدا را از مقصد مسعودى و طبرى و امثال آنها تميز بده ، و به نظر تاريخ و ادب و فصاحت و بلاغت به قرآن شريف نظر مكن كه اين صورت خود حجابى است بس ضخيم . . . « 1 » مؤلف بزرگوار در اين اثر ، براى تبيين مقاصد خود عمدتاً از احاديث عترت طاهره عليهم السلام استفاده كرده و از كتب رايج اخلاق و عرفان جز اندكى نقل نكرده است . عنايت شديد مؤلف به احاديث شريفه و احترام فوق العاده به آثار و بزرگان مكتب شيعه در اين اثر به خوبى واضح و لايح است : و هر كس مراجعه به احاديث شريفهء آل بيت عصمت و طهارت كند ، خصوصاً كتاب اصول كافى شريف و توحيد شيخ صدوق و همين طور كتاب نهج البلاغه و ادعيه مأثوره از آن بزرگواران خصوصاً صحيفهء سجاديه ، از روى تدبر و تفكر ، خواهد دانست كه مشحون از علوم الهيه و معارف ربّانيه و اسماء و صفات و شؤون حضرت حق - جل و علا - هستند ، بىحجاب اصطلاحات و قيود مفهومات ، كه هر يك حجاب روى جانان است . « 2 »
--> ( 1 ) . ص 286 - 288 . ( 2 ) . ص 63 - 64 .